تبليغاتX
دوست من - غبار

از غریو دیو توفان ام هراس

وز خروش تندرم اندوه نیست

مرگ مسکین را نمی گیرم به هیچ

 

استوارم چون درختی پا به جای

پیچک بی خانمانی را بگوی

بی ثمر با دست و پای من مپیچ

 

مادر غم نیست بی چیزی مرا

عنبرست او سال ها افروخته در مجمرم

 

نیست از بدگویی ی نا مهربانان ام غمی

رفته مدت ها که من زین یاوه گویی ها کرم

 

لیک از دریا چو مرغان پر کشند

روی پل ها بام ها مرداب ها

پابرهنه می دوم دنبال شان

 

وقت کانسوی افق پنهان شوند

باز می گردم به کومه پا کشان

حلقه می بندد به چشمان اشک من

 

گر چه در سختی به سان آهن ام

یا اگر در کنج تنهایی مرا

مرغک شب ناله یی بردارد از اقصای شب

می کشد در بر چنان پیراهن ام .

 

همچنان کز گردش انگشتها بر پرده ها

وز طنین دلکش ناقوس

 

وز سکوت زنگ دار دشت ها

وز اذان نا شکیبای خروس

 

وز عبور مه زو روی بیشه ها

وز خروش زاغ ها

 

وز غروب برف پوش

اشک می ریزد دل ام

 

گر چه بر غوغای توفان ها کرم

وز هجوم بادها باکی م نیست

 

گر چه چون پولاد سر سختم به رزم

یا خود از پولاد شد ایمان من

 

گر بخواند مرغی از اقصای شب

اشک رقت ریزد از چشمان من.

 

(درجدال با خاموشی احمد شاملو)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 10:24 قبل از ظهر  توسط نیناز | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم
صد بار توبه کردم و دیگر نمی کنم
باغ بهشت و سایه طوبی و قصر حور
با خاک کوی دوست برابر نمی کنم

پیوندهای روزانه

لوسه
پرشین وبلاگ
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
نویسندگان
نیناز
وفا
وصل دوست
سارا
نهاوندچي
نيلوفر
رها
ياس
غزاله
نياز
ستاره
همدم
عاطفه
پدرام
عسگري
كاظمي
زمزمه
مهدي
صادق
طاهره
یافا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 
,, > بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران